اخیرا یه شب رو با یه دخترک بسیار زیبای فاحشه مسلکی گذروندم که بعضا قرت قرت میگوزید و عین خیالشم نبود، مثل اینکه مثلا ما سرفه میکنیم، تازه باز ما گاهی معذرتخاهی هم میکنیم
کلا الان دیدم به جهان و زندگی و اینا عوض شده
اخیرا یه شب رو با یه دخترک بسیار زیبای فاحشه مسلکی گذروندم که بعضا قرت قرت میگوزید و عین خیالشم نبود، مثل اینکه مثلا ما سرفه میکنیم، تازه باز ما گاهی معذرتخاهی هم میکنیم
کلا الان دیدم به جهان و زندگی و اینا عوض شده
البته شما تمام تلاش خود را کردید که به اینترنت بشاشید، اما خوب، کور خاندهاید
یه شب که پای گوگل بودم، دیدم که بازم لوگوش تغییر کرده، این دفه لوگوئه تعاملی بود، البته این نکته چیز تازهای نبود، ولی این لوگو که ظاهرا بر اساس یکی از داستانهای «لم»، نویسنده لهستانی داستانهای علمی تخیلی (و نویسنده داستان «سولاریس» معروف) بود، خیلی خیلی جذاب طراحی شده؛ ببینید! موقع بازی یه کم طول کشید تا راه بیفتم، ولی در نهایت بینهایت لذت بردم. برای همین کارم که یه کم سبک شد، برگشتم تا دوباره بازی کنم که دیدم لوگو دوباره عوض شده و تبدیل شده به دودل جشن شکرگزاری، که اونم البته کم جذاب نبود و صد البته غیرتعاملی. این سرعت تغییر واقعا هیجانزدم کرد و منو به این فکر انداخت که ما داریم ظهور یه پدیده جدید رو تجربه میکنیم: «اولین لوگوی دینامیک تاریخ جهان»؛ اونم در حالی که اساسا فلسفه وجودی لوگو، ایجاد یه نماد «ثابت» و دائمیه
.
.
پينوشة: یه کم بیشتر راجع به لوگوی استانیسلاو لم
رفتم توی آب میوه فروشی و از صاب مغازه پرسیدم آیا شما «شیرموزهویجبستنی» هم دارین؟
آقای مغازه دار گفت درست میکنم
پينوشة: پروژه بعدی: شیرموزطالبیهویجبستی با پودرقهوه و پسته
و این نهضت ادامه دارد تا زمانی که آستانه تحمل صاب مغازه کشف شه